محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

603

خلاصة الحكمة ( فارسى )

بدان كه از جمله نبض‌هاى مركّبه كه هر يك نامى دارند ، عظيم و صغير و غليظ و دقيق و غزالى و منشارى و موجى و دودى و نملى و ذنب الفأرى و مطرقى و ذو الفترة و واقع فى الوسط و مِسَلّى و مرتعش و ملتوى [ است ] و به تفصيل - إن شاء اللّه تعالى - هر يك ذكر خواهد يافت . اسباب حركت آلت ، از صلابت و لين ، و كيفيت آلت - از حرارت و برودت و امتلاء و خلأ و قوّت و ضعف - و زمان سكون ، از طويل و قصير و غيرها مذكور شد . نيز ، مكرّر ذكر يافت كه علّت غائى حركت نبض ، ترويح حارّ غريزى است و محرّك آن - يعنى علّت فاعلى آن ، قلب است و علت مادّى آن ، جرم عرق و علّت صورى آن ، حركت . [ عظيم ] پس اگر حرارت غالب باشد ، احتياج به ترويح زياده خواهد بود براى جذب نسيم بارد . و با آن ، اگر آلت مساعد و مطاوع باشد ؛ يعنى نرم باشد و قبول تحريك نمايد و عاصى نباشد و قوّه قلبى - كه فاعل است - مساعد و قادر بر تحريك بر كمال انبساط باشد ، خواهد گرديد نبض عظيم ؛ براى آن كه علّت عِظَم ، اجتماع و تركيب اين امور ثلاثه است باهم ؛ يعنى قوّت قوّه و شدّت حاجت و مطاوعت آلت : اگر حاجت به سوى ترويح زياده باشد آن چيزى كه حاصل مىشود به مقدار منجذب از هوا نسبت به سوى نبض ، عظيم خواهد گرديد « اسرعِ با عِظَم » ؛ تا آن كه تحصيل نمايد به عظم و سرعت ، استيفاء مطلوب به حسب واجب . و اگر شدّت حاجت به تفريح ، به اين حيثيت باشد كه مندفع نگردد [ حرارت ] به هواى منجذب ، نبض عظيم سريع ، « نبض متواتر با عِظَم و سرعت » گردد ؛ تا آن كه حاصل نمايد به جميع ، استيفاء واجب مطلوب خود را . پس هرگاه ممكن باشد قوّت را تحصيل مقصود به عظم ، عدول نمىنمايد به سوى تواتر . و مثال قوّت ، در اين مثال [ است ] : مانند شخصى است كه در مهمّى رود كه وسيع گرداند خطوه‌هاى خود را تا آن كه به زودى طى مسافت بعيده نمايد ؛ پس اگر اهتمام او زياده باشد ، سريع‌تر مىنمايد آن خطوات را ؛ پس اگر از آن نيز زياده باشد ، نيز سريع‌تر